X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

سه شنبه بازار

روزنگار دو

 

از سری یادداشتهای Warning! Don't Read I

   

إإإ تو رو خدا می بینی؟ به من می گه طرفو نمی بینی راحت می تونه بپیچونه بعد حالا که خودش با اون سر دنیا در ارتباطه می گه ما فرق داریم! راهمون دوره دلامون نزدیکه   

 

آخه این چه بساطیه من نمی دونم. مگه خون اون دوتا از خون ما رنگین تره که می گه فرق داریم! 

ای بابا ولمون کن هر کی یه چی می گه! 

 

حالا زیاد مهم نیست چون اصولا آدم کله شقی هستم و با حرف دیگران تغییر مسیر نمی دم ولی خودمونیما عصابم خورد می شد وقتی نصیحتم می کرد. ولی به روش نیاوردم گفتم خوبه مبارکه! 

 

خوب حالا این رفیق ما بچه خوبیه ولی اگه یه روزی یکی فکر کنه ما اسکلیم جای گله نداره  

 

عجب روزگاریه ... 

 

به قول حافظ که آسون بگیر تا دنیا هم برات آسون بگیره! بنده خدا به کی داره می گه! 

من آسون بگیرم؟؟؟ اگه من آسون بگیرم دیگه کی باید تو این دنیا سخت بگیره! 

 

ای بابا این ارشدم شده قوز بالا قوز  آدما در موقعیت اضطراب به دو دسته تقسیم می شن: یه عده که می شینن درس می خونن دیگه تو نت پیداشون نمی شه آماره بازدیده بلاگ مردمو میارن پایین  یه عده هم مثل صاب بلاگ مردم که نصفه شب درست شب قبل روش تدریس می زنه به سرشون می شینن به بلاگ نویسی و خاطره نویسی و شطح سرایی و خلاصه هزار جور کار من در آوردی غیر از مطالعه ی منابع کنکور ارشد

 

شاید سوسول بازی در آوردم رفتم یه دفتر خاطره خریدم دیگه مزاحمتون نشدم. 

 

خاطرات روزانه ی یک بیکار

تاریخ ارسال: دوشنبه 13 دی‌ماه سال 1389 ساعت 10:43 ب.ظ | نویسنده: مریم | چاپ مطلب 1 نظر