X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

سه شنبه بازار

خوشا شیراز و وضع بی مثالش



خوشا شیراز و وضع بی مثالش


خداوندا نگه دار از زوالش


ز رکن آباد ما صد لوحش الله


که عمر خضر می بخشد زلالش


میان جعفر آباد و مصلا


عبیرآمیز می آید شمالش


به شیراز آی و فیض روح قدسی


بجوی از مردم صاحب کمالش


که نام قند مصری برد آن جا


که شیرینان ندادند انفعالش


صبا زان لولی شنگول سرمست


چه داری آگهی چون است حالش


گر آن شیرین پسر خونم بریزد


دلا چون شیر مادر کن حلالش


مکن از خواب بیدارم خدا را


که دارم خلوتی خوش با خیالش


چرا حافظ چو می ترسیدی از هجر


نکردی شکر ایام وصالش




حافظ واقعا شیرازی بود یا مثل من رفت شیراز نمک گیر شد؟؟؟؟؟؟؟


وای وای عجب شهریه، چه مردمی، چه فرهنگی، چه مودب، چه آروم، چه مهربون، رانندگیییییییییییییییییی نگو انگار دارن تو خیابون باله می رقصن


از آثار باستانی که اصلا حرف نزن عشق منهههههههه


شب اول صاف رفتم حافظیه


اینقدر دوسش داشتم آخرشم رفتم پیشش 


چه با صفا بود


پر گل


عطر گل همه جا پر بود


وای مست شدم


اون راسته ی باغ نظر کنار ارگ کریمخان هم خیلی دوست دارم


هر روز غروب بساط کتاب فروشی پهن بود هر کتابی که گیرت نمیاد بیا اونجا بخر از کتابایی که دیگه سانسور می شن یا چاپ نمی شن بگیر تا علوم خفیه و جفر و فال ورق


همش از خودم می پرسم آخه من چرا از همون اول نرفتم شیراز 


الان که واسه 5 روز برگشتم دلم واسه اونجا تنگ شده


خدایا کی می شه این 5 روزم تموم شه من برگردم 


یعنی یا بعد ارشد باید همون جا بمونم یا برم خارج! دیگه جای دیگه ای نمی شه موند


راستی  روز آخری چهار تا قاصدک افتاده بودن دنبالم نزدیک یه چهارراه !


کسی می دونه قاصدک معمولا چه خبری واسه آدم داره؟؟؟؟؟ 


لطفا پیشنهادات و انتقادات خود را به آدرس نظرات وبلاگ ارسال کنید تا گامی باشد در جهت ارتقای این فرهیخته ی مجهول الحال که رفته شیراز از خود بی خود شده با اون وضع بی مثالش 



تاریخ ارسال: یکشنبه 27 شهریور‌ماه سال 1390 ساعت 09:21 ب.ظ | نویسنده: مریم | چاپ مطلب 3 نظر