X
تبلیغات
نماشا
رایتل

سه شنبه بازار

این روزها ...


این روزها چقدر خسته می شویم، چقدر خوابمان میاید،

این روزها چقدر دلتنگیم، 

این روزها چقدر سرمان شلوغ است،

این روزها پی اسم کسی می گردیم ته یه فنجون خالی،

این روزها دیگر میلی به قهوه و ورق نداریم،

این روزها حس زندگی هم نیست،

این روزها حس عاشقی نیست، حس خستگی و دلتنگی ست، حس یه کرم ابریشم که دیگر خوابش میاید،

این روزها پیله می خواهیم، از جنس قلع،

این روزها حرفها هم دیگر بی رنگ شده اند، دیگر راضی به صبر نیستیم،

این روزها چه دیر می گذرد، چه دیر اما چشم به هم زدنی می گذرد،

این روزها لحظه ها بی رنگ و خزان عمر حسرت است، 

این روزها چه بر سر ما آمده که چنین چرت می گوییم،

این روزها باید رفت، رفت از دیار آشنا، به دیار نا آشنا، و گم شد ...


تاریخ ارسال: چهارشنبه 27 اردیبهشت‌ماه سال 1391 ساعت 09:06 ب.ظ | نویسنده: مریم | چاپ مطلب 2 نظر