X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

سه شنبه بازار

آموزش تخریب شخصیت

 

سیاوش ـ الآن مدتیه که با کسی نیستم می خوای با هم باشیم؟ 

 

فرنوش ـ از دوستی و انتظارات بعدش می ترسم...  

 

سیاوش ـ اوکی اصرار نمی کنم.  

 

فرنوش ـ منم اگه بخوام رک باشم باید بگم ازت خوشم اومده ولی اگه باهم دوست شیم این علاقه به تباهی کشیده می شه.  

 

سیاوش ـ باشه فقط می خواستم ببینم مزه ی دهنت چیه  

 

فرنوش ـ مزه ی دهنم چیه؟  

 

سیاوش ـ تو یکیو می خوای که برای همیشه باهات باشه  

 

فرنوش ـ آره آفرین! تنهاییو به این روابط کوتاهو پر دردسر ترجیه می دم  

 

سیاوش ـ البته کاش این پیشنهادو نمی دادم همون دو تا دوست معمولی می موندیم بهتر بود.  

 

فرنوش ـ نه هر چی به ذهنت می رسه بگو راحت باش نهایتش اینه که بگم از فلان حرفت ناراحت شدم!  

 

سیاوش ـ نه خوب بچه که نیستیم من یه پیشنهاد دادم تو هم خیلی منطقی ردش کردی  

 

...  

 

سیاوش ـ فرنوش!  

 

فرنوش ـ بله؟  

 

سیاوش ـ دوست دارم مواظب خودت باش.  

 

فرنوش ـ شاید گفتنش دیگه درست نباشه ولی منم دوست دارم. take care  

 

سیاوش _ نری قهر کنی دیگه پیدات نشه. حتما با من در ارتباط باش  

 

فرنوش _ داری اشکمو در میاری دیگه! باشه قهر نمی کنم. واسه کلاسا قراره هماهنگ کنی دیگه. در ارتباطیم.  

 

چند روز بعد ...  

 

فرنوش _ سلام خوبین؟ آخر هفته می رم خونه می شه عکسا رو واسم ایمیل کنین؟ مرسی  

 

سیاوش _ شماره دوستمو می دم خودت ازش بگیر شاید من نبینمش  

 

فرنوش _ وای چه سخت حالا هروقت دیدینش ازش بگیرین اشکال نداره  

 

سیاوش _ چرا؟ پسر خوبیه که. شاید مثل من نباشه بتونه باهات ازدواج کنه!  

 

... 

  

نتیجه ی اخلاقی : هروقت پسری بهت پیشنهاد دوستی داد هر قدر هم که برات عزیز بود بزن تو پرش قبل از اینکه شخصیتتو اینجوری با خاک یکسان کنه بهش بگو چی؟ من با تو؟ دوست شیم؟ درباره من چی فکر کردی؟ چطور جرات کردی اینو بگی واقعا فکر کردی من با کسی در حد تو دوست می شم؟ حد خودتو بدون...  

تاریخ ارسال: یکشنبه 24 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 01:36 ب.ظ | نویسنده: مریم | چاپ مطلب 4 نظر