X
تبلیغات
نماشا
رایتل

سه شنبه بازار

بگو تا ...

   

    

توی انکار دلت موندی و خوندی دستمو 

  

دیگه انگار می دونیم نگفته حرفای همو 

 

یه طرف شک یه طرف حرفی که مونده تو غرور 

 

یکی مون پل نمی سازه٬ هردومون سنگ صبور 

 

چیه تو فاصله مون٬ که هم سکوته هم یه حرف 

 

می شه یک نشونی باشه رد پای روی برف 

 

مثه ترس از یه راهه که یه تکرار و می گه 

 

که ندیم دل به غریبه٬ حتی یک بار دیگه 

 

 

بگو تا من بنویسم این ترانه ساخته شه 

 

با همین واژه ها می شه اسم شب شناخته شه 

 

بگو این بارش تردید تا چه وقتی می باره 

 

شاید انکار تو آخر دیگه وقتی نذاره 

 

 

توی انکار دلت موندی و من منتظرم  

 

که تو سیلاب دو راهی بمونم یا که برم 

 

حالا این من حالا این تو دو تا آینه روبرو 

 

می شکنی یا که می سازی حرف آخر و بگو

  

  

 

 http://www.2shared.com/file/11618769/3f6362ba/3_online.html 

 

تاریخ ارسال: سه‌شنبه 4 اسفند‌ماه سال 1388 ساعت 11:17 ب.ظ | نویسنده: مریم | چاپ مطلب 2 نظر